خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان اصغر هستم یک مسافر


از جناب نگهبان و دبیر تشکر میکنم که این جایگاه را در اختیار من گذاشتند تا خدمت کنم. من هفته دیده بان را به شما تبریک عرض میکنم. همانطور که خداوند در قرآن مجید میفرمایند: آیا نمیدانید که من شما را می بینم؟ پس اولین دیدهبان هستی خداوند است. خداوند همه چیز ما را میبیند، فردای ما را هم می بیند. در کنگره ۶۰ دیده بان کسی هست که: میبیند و جهت می دهد. خودش قبل از اینکه دیدهبان شود، مراحلی را طی کرده است تا توانسته دیدهبان شود. در کنگره ۶۰، دیدهبان مسئولیتش در حیطه کار خودش است. در حیطه کاری که به او آموزش داده شده و به او مسئولیت داده شده است. یعنی هیچ دیدهبانی در کار کسی دخالت نمیکند. مثلا": اگر من مسئول فلان شعبه هستم، دیدهبانی که مسئول شهر دیگری هست در کار من دخالت نمی کند. همانطور که آقای مهندس در جلسه چهارشنبه فرمودند: باید بتوانیم در جایگاه درست خدمت کنیم. کنگره ۶۰، بر حسب عمل سالم است. هدف ما در کنگره ۶۰، درمان اعتیاد است. حالا اگر صرفا" میگوییم عمل سالم، بعضی وقتها نباید تعصبی شویم، که یک دیدهبان یا ایجنت یا مرزبان هیچ عیبی ندارد. نه بیعیب خداست. ما درجهت و راهی که میرویم، یک آموزشهایی دیدهایم و درمان شدهایم. همان آموزشها که در کنگره دیدهایم را به دیگران می دهیم. درکنگره ۶۰ هر دوهفته یکبار جلسه شورای دیدهبانها تشکیل میشود.
چهارده نفر دیدهبان داریم که در راس آنها آقای مهندس هستند. این شورا قوانین جاری و ساری کنگره را بررسی میکنند. پس از کم و زیاد کردن، آنها را تصویب مینمایند. دیدهبانها جهت چگونگی اجرای قوانین و نظارت بر آنها به شعب مختلف مراجعه میکنند. همانطور که میدانید دیدهبان رابط این شعبه آقای خدامی هستند. من قبلا" رابط شهر اصفهان بودم و الآن شهر یزد، کرمان، قم، خمین و ساوه را نظارت میکنم. اینها وظیفه ماست و خدارا شکر همه چیز سر جای خودش است. وظیفه در کنگره ۶۰، یعنی آن چیزی که باید انجام دهیم. ما برای چه در زمین آمدهایم؟ ما راه خودمان را گم کردهایم. هدف ما در زمین آموزش دیدن و خدمت کردن است. هر کدام از ما دنبال یک نوع لذت بوده است.غیر از این افرادی که الآن بعنوان همسفر در کنگره میآیند، دیگران فکر میکردند که حالشان با ابزار خوب می شود. ابزارهایی مثل اینکه خانه را عوض کنیم، مال زیاد داشته باشیم اینها خیلی عالی هستند. ولی اینکه بتواند دل ما را شاد کند و آن خوشی را داشته باشیم به هیچ وجه نشده است. اگر شده بود الآن اینجا نبودیم. پس چه چیزی انسان را به حال خوب می رساند؟ ما این را در کنگره تجربه نمودهایم. هدف همان خدمت کردن و آموزش گرفتن است. من تا قبل از ورودم به کنگره، مسئولیتهایی داشتم و خیلی خدمت میکردم. پس چرا حال من خوب نشد؟ در واقع هر دو تا کار آموزش و خدمت را قبلا" انجام میدادم، منتهی اشتباه انجام میدادم. به ظاهر عمل نیک انجام می دادم. چون آموزش ندیده بودم، نه خدمت کردن من خدمت بود و نه آموزش من پایه علمی داشت. یک مردی به نام آقای مهندس آمدند، و قوانین جاری و ساری را شناختند. اینکه انسان چه کار کند تا بدون نیاز به ابزار و بدون مواد مخدر حال خوش را تجربه کند. ایشان روش DST را کشف کردند و اینکه انسان تا روزی که زنده هست نیازی به ماده مخدر ندارد.
من دوازده ماه ترک کردم. ابوالفضل درمانی رفتم. خانهام را عوض کردم ولی همه اینها برگشت خورد و حال من را بدتر کرد. چون روشها غلط بودند. روشهای غلط نه تنها به ما کمک نکرد بلکه مصرف من را بالاتر برد. آقای مهندس، مبداء که بیماری اعتیاد بود و مقصد را که درمان اعتیاد بود، کشف کردند. در سی دی، نامه شماره یک، بنیان محترم کنگره خیلی قشنگ گفتهاند: تمام دنیا اصلا" به این نکته توجه نکردهاند که منشاء این بیماری چیست؟ انسان در سه قسمت مشکل دارد: جسم، روان و جهانبینی. این سه قسمت اگر درست نشوند یا باید مواد مخدر بیرونی به شما داده شود و یا اینکه بدن شما تولید کند. تا حال شما خوب شود. بعد از شناخت جسم، ایشان توضیح دادند که صور پنهان انسان هم مشکل دارد، که نیاز به جهان بینی و دانایی دارد. چون جهل انسان جهنم، و بهشت انسان دانایی اوست. این مورد مربوط به مصرف کنندهها نیست و مربوط به همه انسانهاست. خيلیها نمیدانند که بهشت خداوند در درون انسانهاست. بهشت خداوند آنجایی هست که شما دانایی پیدا میکنید. آیا من که یازده ماه در کنگره آمدهام کافیست؟ خیر انسان فراموشکار است. تا وقتی که زنده هستیم جسم ما غذا می خواهد. ما هفت تا پیکر هستیم، آن شش تا هم غذا می خواهند و غذای آنها دانایی هست. اگر می بینید که حال شما خوب است بخاطر اینکه چیز یاد می گیرید و به دانایی می رسید. سعی کنید همسفرهای خود را هم به کنگره بیاورید. من نمی خواهم تبلیغ کنم، این را برای خودتان می گویم، چون علمی که در کنگره جاری و ساری هست در هیچ دانشگاهی نیست.
برچسب:
نویسنده: آرتمیس زارعینیا